خرید بک لینک

درباره سایت

دره ای عمیق و تاریک، مشعلی به دست . . .

امکانات وب

و آنگاه با دردی خاموش . . . 

دردی که درمانش در آن نقطه نوری در انتهای این دره تاریک است 

پیش میرویم . . . 

به امید رسیدن به نور . . .

نوری در از شعف و زیبایی . . . 

اسب سیاه من با نفس های آتشین . . . 

دره را روشن میکند . . .

صدای باد می وزد در گوشم . . . 

و آن مار میپیچد در دور گردنم . . . 

ما میرویم به سمت نور . . .  

میگوییم اگر اسب از تشنگی نمیرد حتما می رسیم . . . 

میگوییم اگر مار حلقه دور گردنم را محکمتر نکند زنده می مانم و حتما می رسیم . . .

تاریکی و آتش و باد و صدای فش فش مار و ضربه های سم های اسب سیاه من بر زمین . . .  موسیقی ساخته که در پیش زمینه ذهنمان نقش بسته . . . 

نگاهی به اطراف می اندازم . . . اسب خود را و آن ماری که بر دوشم و گردنم حلقه زده . . . این است زندگی ؟ 

The JokeR

برچسب: نویسنده: نیکی حسین‌پور تاريخ: جمعه 9 دی 1401 ساعت: 16:53

صفحه بندی